تبلیغات
لاپیس لازولی - اتفاقا خوب شد
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : بهروز شجاعیان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
لاپیس لازولی
افکار لاجوردی و درهم تنیده ی من
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 29 اسفند 1394 :: نویسنده : بهروز شجاعیان
 وقتی حالات غیرعادی بر ما حاکم میشوند، و دقتمان به بعضی کارهای آمیخته با تصادف به طور ناگهانی افزایش می یابد، احساس میکنیم دیگر موتورمان پیر شده. به قول شاندا رایمز، یک "هام" در روند انجام کار به سراغمان می آید که گویی همه چیز به طور ناگهانی هم نوا میشوند تا ما آن کار را با بیشترین لذت و به بهترین شکل خود انجام دهیم. اما به راستی چرا ما با بعضی کارها همنوا میشویم و با بعضی کارها نمیتوانیم هارمونی مشترکی پیدا کنیم؟ آیا ما در جامعه ای زندگی میکنیم که فقط ده درصد افراد آن موفق به انتخاب شغل و علاقه ی درست خود شده اند و دیگر اقشار محکوم به تحمل رنج "ساخت علایق دست ساز" در خود هستند؟
 اگر علاقه موضوعی ذاتی باشد، هیچکدام ما تعجب نخواهیم کرد. توضیحی قابل قبول بر علاقه ی ذاتی بعضی ها به شنا، شطرنج، زبان، کتاب خواندن و غیره. پس کسی که کتابخوان میشود ذاتا علاقه ی کتابخوانی داشته و دارد. قطعا فوتبالیست ها، عشق ذاتیشان به فوتبال، نیروی محرکه ی آنها بوده و هست. اگر اینطور باشد، احتمالا خیلی از ما ها، مسیر هموار و کم منزلت تر در اجتماع را، که در اصل علاقه ی ذاتیمان بوده را رها کردیم و به دنبال مسیر های دشوار که صرفا در جامعه کمی با ارزش تر خوانده میشوند رفته ایم. اگر علاقه، ذاتی باشد، خیلی ها به خودمان ظلم کرده ایم. لری سمیث، در سخنرانی تد خود، مثال قشنگی زد. گفت اگر روزی فرزند شما، که اتفاقا شاگردی قوی در زمینه ی ریاضیات هست، بیاد و با شما شروع به صحبت از هدف آیندش بکنه، و مطرح کنه که میخواد شعبده باز بشه، شما بهش چه جوابی خواهید داد؟ آیا تسلیم شدن خودتون در مقابل سیل یک کلاغ چهل کلاغ های اجتماع رو برای فرزندتان تعریف خواهید کرد؟ خیر. احتمالا خودتون هم او را از تصمیمش خواهید ترساند، و به او پیشنهاد میدهید که به طرف مسیر مطمئن تر و پر درآمد تر حرکت کند. این است ظلمی که به طور زنجیره ای در حق نسل های بعد انجام میدهیم.
 اما اگر علاقه اکتسابی باشد چه؟ اگر تمام این فرضیات مبنی بر ذاتی بودن علاقه به ویالون یا فوتبال، تماما تلقین های اطرافیان باشد، چه؟ در این صورت علاقه قابل تغییر است. و حداکثر تغییرات در سنین کودکی انجام میشود. یعنی شما خواننده ی متن که قادر به خواندن این متن در این وبلاگ هستی، احتمالا دیگر قادر به ایجاد تغییر اساسی در علایق خود نخواهید بود. همواره میزان کشش شما به زمینه ی خاصی بسیار بیشتر از زمینه های دیگر خواهد بود. نه فقط به این خاطر که در کودکی به شما این موضوع به طور مستقیم تلقین شده باشد، بلکه اصلا به خاطر نوع استخوان بندی کل شخصیت شما. به عنوان مثال اگر افراد علاقه مند به موسیقی را، افرادی بسیار احساسی و تنوع طلب تر بدانیم تا برنامه ریز، این ویژگی های شخصیتی به خاطر وجود خلقیاتی خاص در اطرافیان کودک در کودک متولد شده اند. ممکن است به خاطر توصیفات شاعرانه ی پدر از طبیعت در سیزده به در، فرزند به نقاش شدن علاقه مند شود. این کشش ها، در صورت اکتسابی بودن علاقه، در همان سنین کم تعیین میشوند، و نه فراتر. اگر هم ممکن باشد، زحمتی فراتر از انتظار میبرد که چه بهتر از همان اول به طرف علایق خود حرکت کنیم.
 پس عملا میتوان علاقه را غیر قابل تغییر دانست. چون اگر بخواهید علایق خود را تغییر دهید، در واقع میخواهید یکی از ویژگی های بنیادی شخصیتی خود را تغییر دهید. این کار ممکن است اما زمان زیادی لازم دارد. پس چه بهتر که فرزندان جامعه را با هدایت مناسب به سمت تلاش برای کسب بهترین زندگی در زمینه ی مورد علاقه ی شان سوق دهیم، به جای اینکه آن ها را به طرف مسیر های خاکی ای که خودمان در آنها پنچر کردیم سوق دهیم و باعث پنچر شدن متقابل زندگی آن ها شویم، و آن ها خود را محکوم به فرزند یک فرد شکست خورده بودن بدانند.
 اگر از رفتن به سمت علایقتان هنوز میترسید، در آینده حق حسرت خوردن وقتی که با زمینه هایی غیر از علاقه ی خود کردید 




نوع مطلب :
برچسب ها : علاقه، عشق، ذاتی، زمینه، Passion، انتخاب، بهروز شجاعیان،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 16 شهریور 1396 05:49 ق.ظ
When someone writes an paragraph he/she keeps the idea of a
user in his/her brain that how a user can understand it.
Thus that's why this piece of writing is outstdanding.
Thanks!
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:26 ق.ظ
Do you mind if I quote a couple of your posts as long as
I provide credit and sources back to your website? My blog site is in the very same niche as yours and my
visitors would definitely benefit from some
of the information you present here. Please let me know if this okay with you.
Thank you!
جمعه 1 اردیبهشت 1396 05:51 ق.ظ
Saved as a favorite, I like your web site!
دوشنبه 18 بهمن 1395 02:15 ق.ظ
اصل موضوع رو درست گفتی چه ذاتی چه اکتسابی بعد کودکی سخت و با محال تغییر پیدا میکنه درسته
دوشنبه 2 فروردین 1395 09:26 ب.ظ
نه نظریه نخست و نه دوم!
بلکه هر دو با هم درسته
طبق مبحث رفتار شناسی
درصدی از علایق اکتسابی و درصدی ذاتیه
یکشنبه 1 فروردین 1395 10:41 ب.ظ
عید اصن شمال نروید
!!
همین جوری دلیل خاصی نداره!! :))
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر