تبلیغات
لاپیس لازولی - زندگی به همین سادگیست (از کتاب در دست تالیفم : غزاله)
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : بهروز شجاعیان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
لاپیس لازولی
افکار لاجوردی و درهم تنیده ی من
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چشمانم را به سختی باز میکنم. پروانه ای روی بینی ام نشسته. دست خود را بلند میکنم، و به آرامی و ظرافت دست یک مادر، در دست خود میگیرمش. بال بال میزند، اما در زندان دستم اسیر شده. باید از او تشکر کنم، که مرا بیدار کرد. کابوس میدیدم. با دست دیگرم، پنجره را باز میکنم، و پروانه را رها میکنم.
-"ممنونم"
 غزاله با صدای تشکر من بیدار میشود. او زنی بسیار فهمیده است. باید سعی کنم زندگی خود را حفظ کنم. او به من کمک کرد به درونگرایی غیرعادی پیش از ازدواج خود، پایان ببخشم، و کمتر در افکارم پرسه بزنم. کم کم یاد گرفتم مثل "آدم بزرگها"، افکار سطحی و روزمره، مانند همسر و بچه داشته باشم. باید قدردان او باشم. 
 هنوز تحت تاثیر کابوسی هستم که دیدم. قصد یادداشت کردنش را ندارم. دیگر از خوابهای خود گریزانم. روزها را میشمارم تا شبی برسد که خوابی نبینم. اما هنوز زود است. میدانم پیروز میشوم. هیچ شبهه ای ندارم. همیشه با ذهن خود به جنگ رفته ام و پیروز از نبرد، بیرون آمده ام. اینبار هم متفاوت نخواهد بود. 
 -"از کی تشکر کردی؟"
 غزاله با کنجکاوی میپرسد.
 -"بالاخره یه پروانه بیدارم کرد!"
 چهره اش عمیق و معنادار میشود. و ماه ها میگذرد و من، در بازی خود غرق تر میشوم.
 همین است. به راستی زندگی به همین سادگیست. جریانی دارد که افتادن در آن، مثل پریدن از قله، راحت است. سقوط، زیباترین و هیجان انگیزترین حس ممکن است. ارتفاعش هرقدر که باشد، تو فقط یک لحظه از آنرا به خاطر خواهی سپرد. زندگی همین است. مثل سقوط، بی درنگ میگذرد. میخواهم اینگونه زندگی کنم. نمیخواهم انرژی و وقتم را صرف بالارفتن از قله کنم. دیگر برای این کار، سالخورده شده ام. زندگی همین صحبت های به ظاهر خردمندانه ی من و همسرم است. زندگی، همین افکار قابل هضم و آسوده ایست که در افکارم میگذرد. زندگی همین فنجان قهوه ایست که همراه با غزاله، در آپارتمان خودم مینوشم. آپارتمانی که یک شبه سهم من شد. آپارتمانی که برای به دست آوردنش، هزینه ای غیرقابل قیاس را بی اختیار پرداخت کردم.




نوع مطلب :
برچسب ها : غزاله، لاپیس لازولی، کتاب در دست تالیف، بهروز شجاعیان، Behrooz Shojaeian،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 5 تیر 1396 12:02 ب.ظ
I create a leave a response when I especially enjoy a article on a blog or
if I have something to add to the discussion. Usually it's
a result of the fire communicated in the article I looked at.
And on this post لاپیس لازولی - زندگی به همین سادگیست (از کتاب در دست تالیفم : غزاله).
I was moved enough to post a comment ;) I do have a couple of
questions for you if it's allright. Is it only
me or does it look like some of the comments appear like they
are left by brain dead people? :-P And, if you are posting on additional sites, I would like to keep up
with everything fresh you have to post. Would you list every one of all your social
sites like your Facebook page, twitter feed, or linkedin profile?
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 08:09 ب.ظ
Hi, I read your new stuff on a regular basis.
Your writing style is awesome, keep doing what you're doing!
جمعه 1 اردیبهشت 1396 01:19 ق.ظ
Hi there! I could have sworn I've visited this site before but after looking at a
few of the posts I realized it's new to me.
Nonetheless, I'm definitely happy I came across it and I'll be book-marking it and checking back frequently!
دوشنبه 25 مرداد 1395 02:33 ق.ظ
حس جالبی داشت...قبلا حس کرده بودمش...ولی نمیدونم کجا..ولی اشنا بود مطمئنم بود...انگار خودم تجربش کرده بودم قبلا...ولی دوست داشتنیه...
شنبه 23 مرداد 1395 03:31 ب.ظ
سلام بهترین خوبین؟!؟
وب زیبایی دارید،ایشالا که همیشه موفق باشید.
میشه ازتون خواهش کنم از وب منم دیدن کنید و با هم تبادل لینک داشته باشیم
ممنونم و منتظرتونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر