تبلیغات
لاپیس لازولی - ایکس وای زد
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : بهروز شجاعیان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
لاپیس لازولی
افکار لاجوردی و درهم تنیده ی من
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 15 مهر 1395 :: نویسنده : بهروز شجاعیان
ترس. هراس. خشم. هیاهو
وحشت از بوی تند عرق پس گردن. صدای درهم آمیخته ی همه ی مهربانانی که با لحنی پدرانه تو را خنداندند. همه ی سوالاتی که فکر میکردی در سی سالگی، جواب خواهی داد. تو فرزند طبیعتی. تو هیچکسی نیستی. عشق، یک مشت ماده ی نیتروژن دار است. تو فرزند این طبیعتی. برادر تو، یوزیست که در کویر، نعره ی انقراض خود را سر میدهد. مدار دارد و با بچه هایش، "حال" میکند. تو فرزند طبیعتی. تو مجهول اولی. ایکس.

تو فرزند طبیعتی. طبیعتی که معلوم نیست از کدام گورستانی سر بلند کرده، بار بسته، به حرکت برخاسته و اینچنین ما را مچل خود کرده. به سیاهی بی پایان تسلیم نمیشود و ثابت قدمانه، به مسیر دایره ای خود ادامه میدهد. تا روزی خاموش نشود. طبیعت پدر توست. ولتاژ ضعیفیست در تک تک ما. پدر احساس مسئولیتیست در هرکدام از ما. احساس مسئولیت اینکه باید به زندگی خود معنی ای دروغین چون آفریدن خدایان باد و بت و یا خدایان پست مدرن تر مثل نامیراهایی که با ما سخن میگویند. طبیعت ما را گول زد. من او رو نمیشناسم. تو هم پدر خودت رو نمیشناسی. طبیعت مجهول دوم است. وای.

تو مخاطب منی. ما هر دو نمیفهمیم که نمیفهمیم. دائما تلاش بر کشف رازهای ناپیدای کهکشان، به وسیله ی اصوات خارج از نتش داریم. طبیعت دروغین ساز میزند. شاید اصلا بداهه نوازی میکند و نسبیت و کوانتوم خلق میکند. شاید من دروغی باشم در ذهن تو. شاید طبیعت مرا سر راه تو گذاشته تا دروغها و سرگرمی بعدی تو باشم.صرفا برای اینکه خودکشی نکنی و خاموش نشوی. دائما رازی باشد که تو به دنبال کشف آن باشی. شاید من، دروغی باشم که خودم انقدر به خودم گفته ام که باورم شده. نمیدانم. تو هم مرا نمیشناسی. خودم هم همینطور. سلام دوست من. من مجهول سوم هستم. زد.




نوع مطلب :
برچسب ها : ایکس وای زد، بهروز شجاعیان، Behrooz Shojaeian،
لینک های مرتبط :


جمعه 1 اردیبهشت 1396 06:57 ب.ظ
Hey! This is my first visit to your blog! We are a team of
volunteers and starting a new initiative in a community in the same niche.
Your blog provided us beneficial information to work on.
You have done a wonderful job!
شنبه 6 آذر 1395 02:43 ق.ظ
"شاید من،دروغی باشم که خودم انقدر به خودم گفته ام که باورم شده"
این متن فوق العاده‌ بود!
پنجشنبه 15 مهر 1395 10:03 ب.ظ
یا سلام و خسته نباشید مطالب را دوست داشتم لایک داری جیگر
پنجشنبه 15 مهر 1395 09:33 ب.ظ
خیلی خیلی خیلی خوب بود...همونی بود که همیشه منتظر بودم تا از ذهن کسی شاید هم خودم بیرون بیاید....حقایقی که نمیدانیم...چون نمیفهمیم که نمیفهمیم...شاید ذاتمان این شکلی است تا نفهمیم...
عالی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر