تبلیغات
لاپیس لازولی - تسلیم بی پایان ها شو
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : بهروز شجاعیان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
لاپیس لازولی
افکار لاجوردی و درهم تنیده ی من
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 6 آبان 1395 :: نویسنده : بهروز شجاعیان
انتخاب چنین گرایی برای یک زندگی ساده و بی اهمیت، بسیار ساده به نظر میرسد. من باشم، در لحظه میپذیرم که بی پایان نیستم و باید تسلیم بی پایان باشم، البته اگر بیپایانی در کار باشد. به قدری نافرمانی در وجود تک تکمان رسوخ کرده، که در های بسته ی دوران کودکیمان را به سادگی باز میکنیم و به نور آن طرف، اجازه میدهیم صورت هایمان را شست و شوی دهد. پس از چنین کاری، سیمای اندوهگین در هیچ یک از چهره های شما تازه به دوران رسیده ها هم ندیدم و نیافتم. این ما بودیم که به خود، مانند باستان شناسان، با اوج بی رحمی نگرستیم و خود را به پله ای پست تر از آن چه خود ساخته بودیم، فروبردیم. ما به این حد منطقی هستیم، پس قطعا اتخاذ چنین انتخابی برای زندگیمان، ساده به نظر میرسد.
ولی نکته ای که نگارنده ی متن، قصد شاخ و برگ دادن به آن را دارد، اینست که همواره این انتخاب، با چنین سادگی کودکانه ای همراه نیست. شباهتی با باز کردن در ندارد. بیشتر شبیه به رها کردن خود از ارتفاعی به داخل دریایی خروشان است. در دل دریا، قطعا راه خروجی وجود ندارد. یا کوسه ای تکه پاره ات میکند یا من، به عنوان خدای آب ها، دست روی شش های میگذارم و به قدری محکم در آغوشم میگیرمت، که جایی برای اکسیژن در شش هایت نماند. در آنصورت در عشقی سرشار به من خواهی مرد. اما نکته ی اصلی، مرگ حتمی شما بعد از رها کردن خود، در دل آبهاست. پس کجای این انتخاب میتواند راحت باشد؟
نه. نگارنده ی متن، سربه سر شما میگذارد. اتخاذ این تصمیم اتفاقا بسیار سهل و شدنیست. ما موجوداتی افسار گسیخته، در دل بی نهایت ها پرسه میزنیم. وقتی برای خود افساری مانند دیدگاه های فلسفی و بلوک هایی در دیوار آفریدیم، به پوچ ها، معنی بخشیدیم. اینگونه شد که رها کردن این مواهب، که حال معنادار هم بودند، برای ما دشوار شد. ما دشواری آنرا به جان بخریم هم، باید اعتراف کنیم این خطای ماست که بدین گونه خود را گرفتار خالی های پر از اصوات کردیم. اصوات چیستند؟ یک مشت ارتعاش خاص در فضا؟ اینها تو را به وجد آورده اند؟ خیر. تو به آنها معنا بخشیدی. اینکه معنا چیست را نمیدانم، ولی حدس میزنم عمرش به اندازه ی عمر انسان باشد. معنا را که دور بریزیم، از انسان بودنمان کاسته میشود، و در آن صورت انتخاب طبیعی، به سان جلادی زبردست، ما را برای گوسپند های آماده خواهد کرد. 




نوع مطلب :
برچسب ها : بهروز شجاعیان، تسلیم بی پایان ها شو،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 23 شهریور 1396 05:55 ب.ظ
I was recommended this web site by my cousin. I'm
not sure whether this post is written by him as no one else know such detailed about my problem.
You are wonderful! Thanks!
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:14 ق.ظ
If you want to obtain a great deal from this article then you have to apply such
methods to your won blog.
پنجشنبه 31 فروردین 1396 03:12 ق.ظ
You could definitely see your expertise within the article you write.
The arena hopes for even more passionate writers such as you who
are not afraid to say how they believe. At all times go after your
heart.
شنبه 6 آذر 1395 02:34 ق.ظ
پاراگراف سوم به نظرم خیلی خیلی خوب بود!
پنجشنبه 6 آبان 1395 01:04 ب.ظ
سلام . از وبلاگت خوشم اومده. میتونی وبلاگت رو توی لیست وبلاگ ها ثبت کنی. حتما به سایتم سر بزن
پنجشنبه 6 آبان 1395 10:36 ق.ظ
سلام عزیز خوبی؟ مطالب وبلاگتو دیدم بسیار زیبا بود معلومه که وقت گذاشتی .من یه پیشنهاد داشتم که واسه وبلاگ جفتمون خوبه اونم اینکه به وب سایت منم سر بزنی و باهم تبادل لینک داشته باشیم از این به بعد مثل دو تا دوست خوب واسه هم میشیم بعد از اینکه لینک کردی خبرم کن تا با افتخار لینکت کنم
پنجشنبه 6 آبان 1395 10:24 ق.ظ
سلام گلم باشه راستی یه وبلاگ طراحی کردم و تمام کسایی که وبلاگ خوب و باحال دارند رو دعوت به تبادل لینک کردم . از تو هم دعوت می کنیم به جمع ما بیای
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر